سواد رسانه ای، کلیدواژه سرکوب

خرید بک لینک

سرکوب دانش بنیان چیست؟

یکی از بحث های داغ این روزها سواد رسانه ای هست که باعث شده عده ای که سقف استناددهی آنان بحارالانوار است خواهان مدرک معتبر شده اند. نیازی به این مقدمه نیست که آنها با این ترفندها می خواهند به کجا برسند. تضییع حق شهروندان معترض توسط اشرار سازماندهی شده، پدیده ای است که آنقدر روزمره و تمام قد خود را نشان می دهد که نیازی به تفصیل ندارد. آنها می خواهند بگویند تو سواد رسانهای نداری و درست را از غلط تشخیص نمی دهی و بنابراین محکومی. سواد رسانهای یعنی اینکه میخواهند شما را بی سواد جلوه دهند و این رمز سرکوب است درست مثل وقتی که شما را به بی دینی متهم می کنند.

  • چند نکته:

طرف ضعیف تر معمولاً به نشانه ها اکتفا می کند (چاره ای هم ندارد). یک بچه هم می تواند بفهمد که این طرف قوی است که باید مدرک ارائه دهد. یعنی کسی که اقتدار و اطلاعات دارد باید ثابت کند جنایتی مرتکب نشده نه برعکس. خصوصاً در کشوری که رسانه آزاد ندارد و حتی اگر شما از یک واقعه فیلمبرداری کنید باتوم می خورید...

کافی است حقی را مطالبه کنید، کافی است بگویید به نظر میرسد چیزی را مخفی میکنید. آنها به شما خواهند گفت تو سواد رسانهای نداری و فریب رسانه های بیگانه را خورده ای و به همین دلیل به دلیل نشر اکاذیب مجرم هستی. همانطور که گفته شد طرف ضعیف تر که نسبت به رسانه داخلی بی اعتماد شده مجبور است به روایاتی که در شبکه های مجازی و ماهواره ای دست به دست میشود اعتماد کند در غیر این صورت طرف قوی تر امکان هر نوع سو استفاده ای را دارد خاصه اینکه خود را در جبهه حق علیه باطل تصور کند و در این راه هر حرامی را بر خود حلال و هر مغالطه ای را مشروع بداند. باید در نظر داشت گاهی شما حرف حق را از زبان بیگانه ای می شنوید و قرار نیست چون از زبان او شنیدید، حقانیت آن را انکار کنید.

امروز کسانی از سواد رسانه ای صحبت می کنند که در انقلاب ۵۷ هر شب بی بی سی گوش میدادند تا از اخبار انقلاب در سراسر کشور آگاه شوید. دولت انگلیس هزینه آن را تأمین میکرد ولی قرار نیست به این دلیل، از ظرفیت اطلاع رسانی آن استفاده نکرد. شما از اصطلاح سواد رسانه ای استفاده میکنید تا به طرف مقابل انگ بی سوادی بزنید و به این بهانه او را سرکوب کنید. خوشبختانه مردم آنقدر آگاه شده اند که بدانند کدام رسانه در حال سمت و سو دادن به ذهن و ضمیر آنهاست. در این شرایط معمولاً مخاطبان به تفحص در دیگر منابع ادامه میدهند که کار چندان دشواری نیست. اینجا فقط مخاطب صدا و سیما است که تک بعدی می بیند، شستشوی مغزی می شود و همه چیز را باور میکند؛ بنابراین این مخاطب صدا و سیما است که سواد رسانه ای ندارد. بی سوادان رسانه ای تک منبعی هستند درست مثل داعشی های صدر اسلام که چون قرآن داشتند، کتاب سوزی می کردند. بی سوادها در تاریخ همیشه در پی فرافکنی بوده اند، غافل از اینکه نادانی لکه ای نیست که بتوان به دیگری چسباند و از آن رست.

چند روز پیش تشییع یک جوان مشهدی بود که بعد از شعارنوسی دستگیر شد و در زندان بر اثر ضربات بازجوها از دنیا رفت. در یک شبکه خارجی خبرش منتشر شد.(توجه کنید خانواده ای که عزیزی از دست می دهد برای اطلاع رسانی سراغ هر رسانه ای خواهد رفت و از این بابت حتی باید قدردان شبکه های بیرونی بود زیرا می تواند صدای بی صدایان باشد) آیا خانواده این شخص باید ثابت کند که آن رسانه دارد دروغ می گوید؟ یا آیا زندان باید ثابت کند این شخص را نکشته است. مسلماً زندان؛ چون تمام زندان مجهز به دوربین مدار بسته است. در واقع همه اسناد دست آنها است ولی از شما سند می خواهند. این نهایت فریبکاری و بی شرفی است.

شما وقتی در مملکتی زندگی میکنید که روی هر چیزی سرپوش می گذارد و رسانه آزاد ندارید و کمیته های حقیقت یاب فقط برای خودی هاست و... در چنین فضای مسمومی ارائه مدرک بیشتر به شوخی شبیه است. چرا از طرف مظلوم سند می خواهند؟ چرا از آنهایی که قدرت، ثروت، رسانه و امکانات دارند و می توانند ظرف ۲۴ ساعت قاتل بسیجی ها را پیدا کنند، نمی خواهند سند بیاورند و ثابت کنند این شخص به مرگ طبیعی و یا توسط اشخاص دیگری از دنیا رفته! همه مدارک نه بخشی از آن، با همان جدیت و امکانات درباره بسیجی ها، با تصویر همه دوربین ها و... همانطور که آنها ادعا می کنند این شخص را اشخاص دیگری کشته اند، طرف مقابل هم می تواند ادعا کند آن بسیجی ها را خودشان کشتند تا بعد از تکمیل پروسه شهیدسازی (کشته سازی)، شدت سرکوب ها را بیشتر کنند.

خوشبختانه آنقدر ویدیو از نحوه برخورد شما منتشر شده که دیگر شکی باقی نمیماند که قتل مردم کار خود شماست. مردم را نه کور فرض کنید نه احمق.

شالگردن تاریخ...

ما را در سایت شالگردن تاریخ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:12

صفحه بندی