خرید بک لینک
کتاب «پسر ششصد ساله» ✍️ میلاد پرنیانیدر اپ طاقچهانتشار یافت محور: ➖«پسر ششصد ساله» رمانی خیال انگیز با مسئله معرفی فیلسوفان دوره اسلامی تا اتمام قرن ششم هجری است که در آن زندگی پسری تنها روایت می‌شود که سفری را در طول رودخانه ای مرموز آغاز و طی آن با فلاسفه دوره‌های مختلف تاریخی دیدار می‌کند و ضمن گفت‌وگو با آنها ردپایی از حقیقت را پیدا کرده تا اینکه با رویداد شگفت‌انگیزی مواجه می‌گردد. ✨ هدف: ➖مخاطب در این داستان با حکمت نظری و عملی در دنیای اسلام آشنا می‌شود. نویسنده کوشیده است در قالب گفت‌وگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 22:00

شالگردن تاریخ حمل خودرو به پارکینگ در چهارراه مجد مشهد در چهارراه مجد مشهد دو پاساژ بزرگ وجود دارد که همیشه خودروها مقابل آن پارک می کنند. شوربختانه در محلی که خودروها پارک می کنند تابلویی وجود ندارد که راننده ها متوجه شوند نباید آنجا پارک کنند. تنها یکی دو تابلو وجود دارد که از محل پارک خودروها دور است. اگر آنجا پر از تابلوهای «پارک ممنوع» و «حمل با جرثقیل» باشد قطعاً خودروها آنجا پارک نمی کنند و یا کمتر پارک می کنند. اما متأسفانه با وجود اینکه تابلویی وجود ندارد خودروهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 22:00

لغو قرارداد دارسی از زبان دکتر اقبال



روزنامه خراسان: به مناسبت روز الغاء قرارداد دارسی، دکتر منوچهر اقبال رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران پیامی به شرح زیر فرستاد: امروز مصادف است با روز فرخنده و تاریخی ششم آذرماه ٢٤٩١ شاهنشاهی یعنی روزی که قرار دادرسی به یمن اراده قاطع و عزم راسخ اعلیحضرت رضاشاه کبیر سردودمان شاهنشاهی پهلوی و بنیانگذار ایران نوین ملغی اعلام گردید و فصل نوینی در تاریخ حیات و موجودیت صنعت نفت ایران گشوده شد.

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

درباره سریال جریان



فیلمنامه جیران رو قوی تر از کارگردانی سریال دیدم. بماند که فیلمنامه هم از جهاتی مشکل داره؛ مثلاً در قسمت ۲۵ درد دل بهادر با سیاوش، یه تقلید درجه 2 از درد دل کاکا رستم با داش آکل در فیلم داش آكل (مسعود کیمیایی) بود. در واقع به کاریکاتور از اون بود ولی در هر صورت مشخصه که فیلمنامه نویس به شدت آدم خلاقی بوده. (برعکس کارگردان که با تکانهای مداوم سرها و کش دادن موضوعات روی اعصابه) از نکات مثبت سریال اینه که گاهی به نظر میرسه داره درباره امروز ایران صحبت می کنه.

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

سیمان شرق در دهه 70 و 80



دهه 70 تا پایان سال 1370، شرکت دارای بیش از 7000 سهامدار بود (روزنامه خراسان، 05/11/1370، 3). در تیرماه سال 1376 مدیرکل صنایع کانی غیرفلزی وزارت صنایع، خبر از افزایش ظرفیت تولید سیمان شرق داد که بسیار امیدوارکننده بود (ایرنا، 07/04/1376). طبق ادعای مهندس نصیری (یکی از رؤسای شرکت) در دهه 70 تنها واحد صنعتی در ایران که طرح توسعه داشت سیمان شرق بود (نصیری، 1392، 35). دهه 80 در تاریخ 26/12/1383 سیمان از سبد حمایت خانوار خارج شد و این امر سبب شد که بخش خصوصی

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

مرتضی شرافت



گزیده روایت او از زندگی‌اش چنین است: در بهمن ماه ۱۳۵۸ در رشته مکانیک از دانشگاه امیرکبیر فارغ التحصیل شدم. در سال ۶۶-13۶۵ به‏عنوان شاگرد اول کنکور ورودی در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت صنایع در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شدم، اما به علت اشتغال موفق به دفاع از پایان ‌ نامه نشدم. همچنین در امتحان دکتری اعزام به خارج از کشور نیز پذیرفته شدم اما به علت عدم ارائه پایان ‌ نامه فوق لیسانس، موفق به ادامه تحصیل در مقطع دکتری نشدم.

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

برخی فعالیت های سیمان شرق در دهه 90



انتقال کارخانه به واحد مرکزی در نزدیکی مجتمع سیمان شرق به منظور تسهیل در دسترسی به مواد اولیه و استفاده بهینه از زمین کارخانه در شرکت فرآورده های سیمان شرق. (امیرحسینی و توکلی، 1393، 13). مدیرعامل وقت سیمان شرق مهندس علی توکلی در مجمع عمومی سالیانه شرکت سیمان شرق که در 20/08/1393 در هتل سیمرغ تهران تشکیل شده بود گفت: «امروز با افتخار اعلام می کنیم که این شرکت با سابقه 65 سال از زمان تاسیس اکنون تمام خطوط تولید آن بازسازی شده و امروز تمام خطوط آن با

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

دو فکت از سیمان شرق در دهه 30



مقدار تولید سیمان کشور در سال 1338 برابر با 580هزار تن (1500 تن در روز) بود که به نظر می رسید برای نخستین بار پاسخگوی نیاز کشور شده ولی همچنان افزایش می ‏یافت (مجتهدی، 1346، 18). قدرت اسمی کارخانه در سال 1339 به میزان 600 اسب بخار بود و در همین سال، سوخت گازوئیل به 15 میلیون لیتر در سال (40هزار لیتر در روز) رسید (اخباری، 1351، 28-27). آقای نوری فقیه در خاطرات خود می گوید: ما در آن زمان کک را جداگانه پودر میکردیم که به اندازه یک نخود میشد بعد آن را با سنگ

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

خاطره ولیان



پیرمردی تعریف می‌کرد زمانی که بازار رضای مشهد را می‌ساختند هر روز ولیان استاندار خراسان با قد ۲ متر از فلکه ۱۷ شهریور کنونی تا فلکه آب را پیاده طی می‌کرد تا روند کار را ببیند. ولیان به سرعت عمل مشهور بود. او وظیفه تخریب بافت قدیم خیابان امام رضای کنونی را نیز برعهده داشت ولی این اقدام گاهی با مخالفت کسبه و ملک‌داران آن خیابان مواجه می‌شد. مثلاً پیرمردی سماجت می‌کرد و نمی‌گذاشت ملکش را خراب کنند. ولیان زبانش می‌گرفت.

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

جهنم سنگ و آتش



کتابی که دزدیده شد پوچ و بی محتوا شبیه کاتالوگ های تبلیغاتی، پر از عکس های رنگی گزینش شده، پر از ادعا، پر از خالی، عملاً مقوا. در توصیف آن می‌توان گفت تحقیر روش علمی تاریخی و تقلیدی کورکورانه از برخی آثار ادبی دست چندم. تدوینی به شدت زشت با سانسورهایی کودکانه. کتابی که می‌توانست یک پروژه علمی مثال‌زدنی باشد، ناقص‌الخلقه زاده شد و بدل به پروژه‌ای چاپلوسانه گشت. حقوق معنوی نویسندگان زیر پا گذاشته شد و نام پژوهشگران تاریخ از روی جلد کتاب حذف گردید! و امروز

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 9:40

سرکوب دانش بنیان چیست؟یکی از بحث های داغ این روزها سواد رسانه ای هست که باعث شده عده ای که سقف استناددهی آنان بحارالانوار است خواهان مدرک معتبر شده اند. نیازی به این مقدمه نیست که آنها با این ترفندها می خواهند به کجا برسند. تضییع حق شهروندان معترض توسط اشرار سازماندهی شده، پدیده ای است که آنقدر روزمره و تمام قد خود را نشان می دهد که نیازی به تفصیل ندارد. آنها می خواهند بگویند تو سواد رسانهای نداری و درست را از غلط تشخیص نمی دهی و بنابراین محکومی. سواد رسانهای یعنی اینکه میخواهند شما را بی سواد جلوه دهند و این رمز سرکوب است درست مثل وقتی که شما را به بی دینی متهم می کنند.چند نکته:طرف ضعیف تر معمولاً به نشانه ها اکتفا می کند (چاره ای هم ندارد). یک بچه هم می تواند بفهمد که این طرف قوی است که باید مدرک ارائه دهد. یعنی کسی که اقتدار و اطلاعات دارد باید ثابت کند جنایتی مرتکب نشده نه برعکس. خصوصاً در کشوری که رسانه آزاد ندارد و حتی اگر شما از یک واقعه فیلمبرداری کنید باتوم می خورید...کافی است حقی را مطالبه کنید، کافی است بگویید به نظر میرسد چیزی را مخفی میکنید. آنها به شما خواهند گفت تو سواد رسانهای نداری و فریب رسانه های بیگانه را خورده ای و به همین دلیل به دلیل نشر اکاذیب مجرم هستی. همانطور که گفته شد طرف ضعیف تر که نسبت به رسانه داخلی بی اعتماد شده مجبور است به روایاتی که در شبکه های مجازی و ماهواره ای دست به دست میشود اعتماد کند در غیر این صورت طرف قوی تر امکان هر نوع سو استفاده ای را دارد خاصه اینکه خود را در جبهه حق علیه باطل تصور کند و در این راه هر حرامی را بر خود حلال و هر مغالطه ای را مشروع بداند. باید در نظر داشت گاهی شما حرف حق را از زبان بیگانه ای می شنوید و قرارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:12

هدف از ارائه این یادداشت، ثبت برخی تجربیات برای مخاطب آینده است که یا شخصاً می خواهد از آن استفاده کند و یا به قصد آسیب شناسی و ریشه یابی نارسایی های دانش و دانشگاه در ایران به آن رجوع خواهد کرد. هیچ غرض و کینه ورزی در کار نیست و به همین دلیل از ذکر نام کامل افراد خودداری می شود تا آبرویی از کسی نرود؛ هرچند این جماعت به قدری بی آبرو هستند که نیاز به این امور نیست. البته تا همین لحظه درباره انتشار این مطالب دودل بودم ولی دیروز خبر خودکشی یک دانشجو باعث شد تردید به دل راه ندهم زیرا من نیز به شرحی که خواهم آورد جداً در فکر خودکشی بودم. درباره این دانشجوی دانشگاه تهران گفته میشود که استاد برای ثبت نام یک فرد که هیچ ارتباطی با مقاله ندارد، پافشاری میکند اما دانشجو نمیپذیرد. دانشجو به استاد میگوید اگر از ثبت نام آن شخص خودداری نکند، به خودش آسیب میرساند که با ادامه بحث با استاد، متاسفانه این دانشجو اقدام به خودکشی میکند. نوشته حاضر اندکی از خشم و احساس آن روزهای من را برملا نمی کند اما قصد دارم کمی درباره آن بنویسم:آغاز یک سقوطروز اولی که رفتم رشته «تاریخ» کلی شوق و ذوق داشتم ولی خیلی نگذشت که همه چیز عوض شد. آن روزها فکر می کردم اساتید تاریخ خیلی آدم های خاصی هستند. اصولاً من از رشته ای دیگر آمده بودم تا در تاریخ، گمشده ام را پیدا کنم. یعنی با یک میل درونی برای کشف حقیقت آمده بودم. اما دیری نپایید که همه آمال و آرزوهایم نقش بر آب شد. مشخصاً می خواهم کمی درباره دانشگاه آزاد واحد شبستر حرف بزنم. تمام اعتبار آن دانشگاه 2 استاد پیشکسوت به نام های دکتر آلیاری و دکتر اصفهانیان بود که در مقطع دکترا تدریس می کردند. دکتر اصفهانیان از انگلستان مدرک داشت. استادیاران جوان تری هم در مقاطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:12

گاهی فکر می کنم سوفیا ساناندا مادرم هست، روپرت اسپایرا پدرم، اکهارت تله رفیقم، رامانا ماهاراشی معلمم و جف فاستر برادرم.این روزها که خشم من در منتهای خودش قرار دارد مادرم می خواهد به روش های خودش آرامم کند. او خودش یک دختر دلاور ایرانی است و از این رو به من پیام شجاعت می دهد:• انتخابِ ناامیدی و ناراحتی و ضعف،راحت ترین انتخاب ها هستند.• در هر چالشی هستیدبا شهامت و عشق پیش رویدبگذاريد جریان زندگی جاری باشدنترسيدو با شکوه الهی تان حرکت كنيد...برادرم می خندد و تکمله ای به حرف مادرم می زند. همیشه وقتی می بیند مادرم با من گرم گرفته سعی می کند با پرحرفی جلب توجه کند. می گوید:وقتی احساس ناراحتی بر در میکوبد، با او بنشین، بدون اینکه سعی کنی از آن فرار کنی یا بی حسش کنی.بدون هیچ انتظاری، بدون هیچ هدفی، بدون جستجوی چیزی.من برای سالها با احساس سوگ خود، با خشم، عصبانیت، ترس، درد، و تنهایی مینشستم. در آن لحظات سوزانِ آشفتگی، بدون تلاش برای فرار یا اصلاح کردنِ آن تجربه، بدون هیچ رویا یا امیدی.تا جایی که آرامش در میان آن طوفان پدیدار شد.آن «بودنِ» بدون لرزشِ غیرقابل تعریفِ همیشه حاضر که من هستم و همیشه بودهام.به جای تلاش برای فرار از احساس ناراحتی، اجازه دهیم تا ناراحتی، راز عمیق خودش را آشکار کند.با احساس ناراحتی خود بنشینیم و خواهیم دید که تمام مرزهای بین «من» و «احساس ناراحتی» محو خواهند شد، تا جایی که دیگر اثری از «من با احساس ناراحتی خود مینشینم» نیز باقی نمیماند، گویی که هرگز هم نبوده است.تنها آغوشی پر از عشق و بدون لرزش بر جا میماند.با خشم خود مینشینیم در جایی که هنوز «من عصبانی هستم» بر آن حک نشده است.با ترس خود مینشینیم، پیش از آن که تصویر «من میترسم» نمایان شود.بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش رفیعی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:12

صفحه بندی